هر سال که شب قدر و ماه رمضان که تموم مي شه تازه يادمون مي ياد که اي بابا ماه مبارک هم تموم شد و تازه فکر جبران مي افتيم که ديره، واسه سال بعد برنامه مي ريزيم که اگه خدا بخواد جبران کنيم و به فيض اکمل برسيم و باز هم همون جريان سال پيش. نمي خوام از شب قدر و فضيلت ماه رمضان بگم و بشه کليشه اي (قصد اهانت و جسارت به دوستاني که به وظيفه ديني و عقلي و عرفيشون عمل کرده ان ندارم، چون هر که وظيفه خودش رو توي يه کاري مي دونه که بدبختانه اين توفيقا نصيب من نمي شه) واقع امر از اين قراره که شب قدري که داشتم آماده مي شدم برم مسجد محل و يه جرعه اي از طعم دلچسب و گواراي راز و نياز و شب زنده داري رو به خورد روح هک شده ام بدم. اين وجدان خبيث کنترل تلويزيون رو به دستم داد و من زدم کانال يک، مراسم احياء يکي از هزاران مراسم شب قدر رو پخش مي کرد و مداح در حال روضه خواني و مديحه سرايي بود و حق و الانصاف زيبا هم مي خواند، براي لحظاتي هدفم رو فراموش کردم و بي اختيار نشستم پاي برنامه هاي رسانه ملي و واسه خودم رفتم توي حس، يهو به خودم اومدم که اي بابا سايه روشن! تو که مي خواستي بري مسجد محل و جرعه اي از عبادت بنوشي، پس چي شد، تو که پات پاي تلويزيون بند شده و اين جور که بوش مي ياد قصد نداري بري مسجد. خلاصه من که خراب وجدان (البته از نوع خيرش) از جام بلند شدم و رفتم مسجد و جاتون خالي حسابي نوشيدم (خدا ببخش، ريا شد).

هر چند ريا شد ولي مقدمه خوبي واسه شروع بود، شب قدر سنتي و مدرنيته، وقتي به اون لحظه که غرق برنامه هاي خوب رسانه ملي شدم کم مونده بي خيال مسجد که در باب شب زنده داري توي مسجد شفارشات اکيدي شده و در کل جزء گرانبهاترين ارزشاي ما مسلموناست بشم. برنامه هاي شبکه سيما در اين شباي عزيز عاليه اما اين که اين برنامه ها با هدف چي و براي کي پخش مي شه جاي تامله؛ تا اونجا که مي دونيم برنامه هاي عزاداري که از تلويزيون پخش مي شه بيشتر براي اون آدمايي که يا خداي نکرده روي تخت بيمارستانا گير افتاده ان ( جاي داره واسه شفاي همه مريضا توي اين شباي عزيز دعا کنيم) يا مجبورن به خاطر شيفت کاري و در آوردن يه لقمه نون کار کنن يا سالمندان توي آسايشگاه سالمندان، حالا واسه يه جوون يا يه آدم ديگه که هيچ کدوم از موارد بالا شامل حالش نمي شه محل اعراب داره که چرا مراسم رو از رسانه ملي پي گيري بکنه و قيد عبادت توي مسجد رو بزنه؟

رسانه ملي و ديگر امکانات زاده دست بشر، ناخودآگاه قدم در مسيري گذاشتن که انتهاي اون به مکانيکي شدن زندگيا ختم مي شه و باعث فاصله افتادن ميون آدما و دور شدن از ارزشاست. تماشاي برنامه هاي ويژه شب قدر از تلويزيون يکي از هزاران موارديه که ميون آدما و ارزشا فاصله مي ندازه.
سعي کردم مختصر و مفيد باشه و گرنه واسه گفتن اين موارد و مشکلات يک کتاب قطورم کمه.
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[30/2/1387- 10:48 ص] واقعا کار از اصلاح گذشته !!
[29/2/1387- 11:11 ص] قهرماني پرسپوليس، بهانه شادي
[14/2/1387- 1:31 ع] کار از اصلاح گذشته !!!
[9/2/1387- 9:32 ع] بي خداحافظي کجا !
[19/12/1386- 3:39 ع] اما و اگرها در دق الباب مساجد در شب اول ربيع الاول !!
[11/12/1386- 4:21 ع] من رأي مي دهم !!!!
[12/10/1386- 2:43 ع] تو ميدوني انقلاب چه سالي بود؟
[16/8/1386- 10:37 ص] نمک خوردن و نمکدان شکستن روا نيست
[11/11/1385- 9:36 ص] بر دل مانده هاي يک فارغ التحصيل
[4/9/1385- 9:5 ص] مصاحبه با پرويز دريايي !!!!
[29/8/1385- 9:46 ص] مصاحبه با پري دريايي
[آرشيو شده ها]























.jpg)













