اوج دانش، نرمش و اوج ناداني، درشتي است. [امام علي عليه السلام]
پنجشنبه 17 آبان 1386 , ساعت 4:1 عصر

شب گذشته پس از مدت‌ها و شايد براي اولين بار، حرکت فرخنده و خوشايندي در استان قم شکل گرفت که شايد زمينه‌ايي براي برون رفت از فضاي بسته و گورستاني شهر قم باشد.


مراسم نکوداشت مرحوم دکتر قيصر امين پوربا عنوان « به سوگواري اين چشم‌هاي سرگردان» شب گذشته و با حضور شعرا و اهل علم و ادب و هنر دوستان در تالار قدس مدرسه عالي امام خميني (ره) برگزار گرديد.


در اين مراسم ياران و دوستان جناب قيصر در آن فضاي معنوي و روحاني به گرد هم جمع آمدند و ياد و خاطر اين عزيز تازه از دست رفته را زنده نگه داشتند.


در اين مراسم که حدود 500 نفر از همشهريان عزيز از آن استقبال کرده بودند پس از قرائت قرآن جهت شادي روح دکتر امين‌پور، استاد معزز و ارجمند حجه الاسلام و المسلمين جناب آقاي حسيني ژرفا به ايراد سخن پرداختند و شعري را که همان روز به ياد قيصر سروده بودند براي حاضران خواند و ياد سه دوست شفيق از دست رفته مرحومان: قيصر امين پور، سلمان هراتي و سيد حسن حسيني را براي حاضرين زنده کرد.


در ادامه آقايان ولئيي و نادمي به شعر سرايي پرداختند و در پايان مراسم هم استاد ارجمند آقاي جواد محقق که در فقدان دوست و يار عزيزش سوگوار و سياه پوش بود از قيصر گفت، گفت که قيصر از معدود شهرستاني‌هاي بود که در راه‌اندازي حوزه هنري مشارکت داشت، گفت که انگيزه و شور و قيصر مثال نزدني بود و گفت و گفت.


اکران آخرين مصاحبه قيصر امين پور از ديگر برنامه‌هاي اين نکوداشت بود و پايان بخش مراسم هم قرائت قرآن بود. 


براي شادي روح قيصر صلوات  


 


 


 


 


 


 


  


ختم قرآن و ختم 14 هزار صلوات دسته جمعي شايد جالب‌ترين قسمت اين نکوداشت بود که در پايان مراسم برگه‌هايي توزيع شد که مشخص مي کرد هر فرد چه مقدار براي اين ختم قرآن و ختم صلوات به روح بلند قيصر اهدا کند.


فرماندار قم آقاي قمي، رئيس شوراي اسلامي شهر قم حاج آقاي عرب، نماينده مردم قم در خانه ملت حجه الاسلام بنايي،‌حجه الاسلام جواد محدثي از شعراي حوزه و ... از حاضرين نسبتا سرشناس قم در اين نکوداشت بودند.


جهت شادي روح دکتر قيصر امين پور بخوانيد حمد و سوره و صلوات.


يا حق



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[26/5/1387- 5:36 ع] احضار روح !!!!
[30/2/1387- 10:48 ص] واقعا کار از اصلاح گذشته !!
[29/2/1387- 11:11 ص] قهرماني پرسپوليس، بهانه شادي
[14/2/1387- 1:31 ع] کار از اصلاح گذشته !!!
[9/2/1387- 9:32 ع] بي خداحافظي کجا !
[19/12/1386- 3:39 ع] اما و اگرها در دق الباب مساجد در شب اول ربيع الاول !!
[11/12/1386- 4:21 ع] من رأي مي‌ دهم !!!!
[12/10/1386- 2:43 ع] تو مي‏دوني انقلاب چه سالي بود؟
[16/8/1386- 10:37 ص] نمک خوردن و نمکدان شکستن روا نيست
[11/11/1385- 9:36 ص] بر دل مانده هاي يک فارغ التحصيل
[4/9/1385- 9:5 ص] مصاحبه با پرويز دريايي !!!!
[29/8/1385- 9:46 ص] مصاحبه با پري دريايي
[آرشيو شده ها]