
يکديگر را دوست بداريد ،
اما از عشق زنجير مسازيد :
بگذاريد عشق همچون دريايي مواج ميان ساحلهاي جانتان در تموج و اهتزاز باشد .
جامهاي يکديگر را پر کنيد اما از يک جام منوشيد .
از نان خود به يکديگر هديه دهيد اما هر دو از يک قرص نان تناول مکنيد .
با شادماني باهم برقصيد و آواز بخوانيد اما بگذاريد هر يک براي خود تنها باشيد .
همچون سيمهاي عود که هر يک در مقام خود تنها است ،
اما همه با هم به يک آهنگ مترنمند .
دلهايتان را بهم بسپاريد اما به اسارت يکديگر ندهيد .
زيرا تنها دست زندگي است که مي تواند دلهاي شما را در خود نگاه دارد .
در کنار هم بايستيد اما نه بسيار نزديک :
از آنکه ستون هاي معبد به جدايي بار بهتر کشند ،
و بلوط و سرو در سايه هم به کمال رويش نرسند
جبران خليل جبران
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[30/2/1387- 10:48 ص] واقعا کار از اصلاح گذشته !!
[29/2/1387- 11:11 ص] قهرماني پرسپوليس، بهانه شادي
[14/2/1387- 1:31 ع] کار از اصلاح گذشته !!!
[9/2/1387- 9:32 ع] بي خداحافظي کجا !
[19/12/1386- 3:39 ع] اما و اگرها در دق الباب مساجد در شب اول ربيع الاول !!
[11/12/1386- 4:21 ع] من رأي مي دهم !!!!
[12/10/1386- 2:43 ع] تو ميدوني انقلاب چه سالي بود؟
[16/8/1386- 10:37 ص] نمک خوردن و نمکدان شکستن روا نيست
[11/11/1385- 9:36 ص] بر دل مانده هاي يک فارغ التحصيل
[4/9/1385- 9:5 ص] مصاحبه با پرويز دريايي !!!!
[29/8/1385- 9:46 ص] مصاحبه با پري دريايي
[آرشيو شده ها]























.jpg)













