خداوند، ريختن خون (قرباني) و غذا دادن به مردم و ياري کردن دادخواهان را دوست دارد . [امام باقر عليه السلام]
يکشنبه 16 مهر 1385 , ساعت 9:14 صبح

 


تا به حال شده همين طور که توي مشکلات گير کرديد و در حال غرق شدن هستين به اين فکر کنيد که هر چي بدبختيه از بابا آدم و نه نه حوا به ما رسيده و اونا رو مسبب اصلي بدبختي خود بدونيد و بگيد اکه شانس ما رو، حالا اون دوتا بيکاربودند از اون ميوه ممنوعه خوردن، نوش جونشون ولي چرا ديگه ما رو بدبخت کردن، واله اگه تو بهشت بوديم که اين همه بدبختي نداشتيم، ديگه کجا حرف از چک و سفته و کلانتري و ماشين آخرين سيستُم بود.


 


                                       


 


نمي دانم شما هم به مطالب که دربالا گفتم اعتقاد داريد يا نه؟اما به نظر من اين يک نظريه کاملا احساسي و از روي کم خردي است،چرا که خداوند با آوردن انسان به اين عرصه خاکي باعث شد انسان از باغ محصور بهشت به بيرون آيد و خود را در يک پهنه بي حصار آزاد ببيند و به سوي تکامل گام بر دارد و راههاي رسيدن به خالق مخلوقات را يکي پس از ديگري طي کند و به  بينش الهي برسد .اما آدميزاد به جاي رسيدن به اين بينش به سان کرم ابريشم به دور خود تار تنيد اما با يک تفاوت که کرم ابريشم به دور خود تار ابريشم ميتند تا با در رياضت قرار دادن خود راه پرواز کردن را بياموزد ولي انسان که توانايي پرواز را  دارد به دور خود تاري از جنس زنجيرهاي رنگارنگ و پر زرق و برق که با الماس آزين بندي شده اند مي تند و پاي خود را در اين کره خاکي بند مي کند و با اين کره پيوند زناشويي برقرار مي کند.                                                        


نبايد فراموش کنيم که شيطان دشمن قسم خورده انسان از هيچ کوششي براي بي تفاوت ساختن انسان نسبت به دنياي اخروي دريغ نمي ورزد و از آنجا که  يکي از خصلت هاي اساسي انسان حس رفاه طلبي اوست، شيطان از اين راه با ابزارهاي خود چون مال و منال و چيزهاي دوست داشتني به درون آدمي نفوذ مي کند و آدمي را نسبت به جهان ابدي و آخرت بي تفاوت مي کند.                                                                 


انسان از بهشت رانده نشد،گندم ضمانت نامه آزادي انسان بود ميوه اي که شايد به ظاهر ممنوع بود اما در واقع براي انسان  دروازه اي بود براي رسيدن به هويت واقعي خود،هويتي که تنها در سايه امتحان و آزمايش به دست مي آيد و عيار آن مشخص مي گردد.                                                                     


حال با اين فرصت آزادي و پروازي که به ما دست داده است بياييد پرواز را تجربه کنيم........


با ارايه نظر خوشحالم کنيد


 


                   



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[26/5/1387- 5:36 ع] احضار روح !!!!
[30/2/1387- 10:48 ص] واقعا کار از اصلاح گذشته !!
[29/2/1387- 11:11 ص] قهرماني پرسپوليس، بهانه شادي
[14/2/1387- 1:31 ع] کار از اصلاح گذشته !!!
[9/2/1387- 9:32 ع] بي خداحافظي کجا !
[19/12/1386- 3:39 ع] اما و اگرها در دق الباب مساجد در شب اول ربيع الاول !!
[11/12/1386- 4:21 ع] من رأي مي‌ دهم !!!!
[12/10/1386- 2:43 ع] تو مي‏دوني انقلاب چه سالي بود؟
[16/8/1386- 10:37 ص] نمک خوردن و نمکدان شکستن روا نيست
[11/11/1385- 9:36 ص] بر دل مانده هاي يک فارغ التحصيل
[4/9/1385- 9:5 ص] مصاحبه با پرويز دريايي !!!!
[29/8/1385- 9:46 ص] مصاحبه با پري دريايي
[آرشيو شده ها]