شده تا حالا واسه گرفتن نون يک تا دو ساعت توي صف بايستيد تا نوبتتون بشه و توي حين همين ايستادن آدماي مختلفي رو ببينيد که پنج تا پنج تا، ده تا ده تا نون بگيرن و بعد نونا رو بدون خنک کردن روي هم بذارن و هر چي زودتر از اون نونوايي بزنند بيرون. اين مقدمه شروع صحبت و درد دليه که امروز دارم...........

بعضي وقت ها همين طور که توي خونه نشستين و توي چرت هستين يه دفعه يکي با صداي نتراشيده داد مي زنه:نون خشکيه، نون خشکه مي خريييييم... و بعد شما بلند مي شين و هرچي نون توي خونه دارين رو توي يه کيسه مي ريزين و بهش مي فروشي تا حداقل دشت امروزش رو کرده باشه و از اين کوچه بره.
حالا فکر مي کنين چطوري مي شه اون نونايي که اون روز توي اون صف واسه خريدنش يه يکي دو ساعتي معطل شدي و اتفاقاً خيلي هم تازه بود رو بايد به نون خشکي بفروشي. مسلمه، وقتي نون رو همين طوري چند تا چند تا روي هم مي ذاريم و بدون اين که خنک بشه فکر فرار هستيم بيات مي شه و بعد از يه وعده غذايي ديگه قابل خوردن نيست. از قديم شنيده ايم که مي گوين نون برکت سفره است و نبايد به نون بي احترامي بشه (البته در مو سپد کرده ها کاملا قابل رويته) اما چي شده که انقدر نسبت به اين برکت بي تفاوت شده ايم، کافيه يه سري به آمار بزنين بيش از 30 درصد از نونايي که نونواها مي پزنند به صورت ضايعات هدر مي رن يعني چيزي نزديک به 660 ميليارد تومن!!!!!!!!!!!!!1


فکر مي کنين اين همه سرمايه چرا هدر مي ره، به نظر من خود اين يارانه نوني که دولت مي ده مهمترين عامله، چرا که وقتي نون به راحتي سر سفره مردم مي ياد کسي قدر اون رو نمي دونه و خيلي راحت با دور ريختنش کنار مي يان. عامل بعدي کيفيت پخت پايين نونوايي هاست هر چه کيفيت پخت بهتر باشه به تبع اون کيفيت و دوام نون هم بيشتر مي شه پس دور ريزش هم کم مي شه، مورد بعدي کيفيت پايين خود آردهاست کافيه يه سري به نونوايي هاي با آرد آزاد بزنين اون موقع فرق آرد و کيفيت رومي فهمين و در ضمن خود جوش شيرين هم دليل ديگه اي براي پايين آمدن کيفيت نونه، و مهمترين عامل قيمت بالاي خريد نون خشکه توسط نون خشکي هاست آخه اگه اونا نون رو ارزون بخرن مردم فکر بازگشت درصدي از پولي که بابت خريد نون خرج کردن نمي افتن و دوري ريزي نون کمتر مي شه
ولي انصافا از همه اين حرفا که بگذريم هيچي نون سنتي نمي شه. کافيه يه تکه نون سنتي و محلي بذران جلوم مطمئن باشين ظرف چند ثانيه اثري از اون نمي بينيد شما چي.... بفرماييد

اما بد نيست يه خاطره از مامانِ مامان بزرگم تعريف کنم که بي ربط با اين ماجرا نيست. مي گفت يه روزي يکي از زن هاي همسايه که خيلي هم اهل اسراف بودن يه گوني بزرگ نون خشک واسه مصرف
آورد و وقتي به نوناي توي گوني نگاه کردم ديدم هنوز اين نونا قابل استفاده است، نونا رو يه گوشه اي از حيات مي ذراه و پيش خودم مي گه باشه اگه يه مستحق پيدا بشه نونا رو بهش مي دم. ازقضا قحطي مي ياد (اين جريان مربوط به اشغال ايران در زمان جنگ جهانيي دوم توسط انگليس و روسيه است) و اون خونواده محتاج شدن، يه روز همون زن همسايه با گريه اومد دم در مي ناليد و درخواست کمک مي کرد و مي گفت داريم از گرسنگي مي ميريم، مامان مامان بزرگم اول نصيحتش مي کنه و بعد مي ره يه گوني نون خشک واسه اش مي ياره مي گه: اين همون گوني که چند وقت پيش واسه خوراک
آوردي. ظاهرا بعد از اون ماجرا اون خونواده بيشتر قدر نعمات خدا رو مي دونن و از اون ور پشت بوم مي افتند و تبديل به يه آدم خسيس و بسيار صرفه جو مي شوند.
کافيه يه روز نون رو ازمون بگيرن خدا مي دونه اشک هممون در مي ياد و فکر مي کنم بهترين راه هم همينه. نظر شما چيه دوست عزيز...........
عزت زياد
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[30/2/1387- 10:48 ص] واقعا کار از اصلاح گذشته !!
[29/2/1387- 11:11 ص] قهرماني پرسپوليس، بهانه شادي
[14/2/1387- 1:31 ع] کار از اصلاح گذشته !!!
[9/2/1387- 9:32 ع] بي خداحافظي کجا !
[19/12/1386- 3:39 ع] اما و اگرها در دق الباب مساجد در شب اول ربيع الاول !!
[11/12/1386- 4:21 ع] من رأي مي دهم !!!!
[12/10/1386- 2:43 ع] تو ميدوني انقلاب چه سالي بود؟
[16/8/1386- 10:37 ص] نمک خوردن و نمکدان شکستن روا نيست
[11/11/1385- 9:36 ص] بر دل مانده هاي يک فارغ التحصيل
[4/9/1385- 9:5 ص] مصاحبه با پرويز دريايي !!!!
[29/8/1385- 9:46 ص] مصاحبه با پري دريايي
[آرشيو شده ها]























.jpg)













